• صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • راههای سرگرم کردن کودکان
  • انتظارات جنین از مادر باردار
  • چگونه می توان عشق را به شکل صحیح به کودک آموخت؟
  • چرا کودکان اسباب بازیهای خود را می شکنند
  • 10 نکته برای نامگذاری کودکان
  • آیا آب میوه کودک را چاق می کند
  • راهنمای نگه داری کودکان
  • نکاتی در مورد سقط جنین
  • انتظارات جنین از مادر باردار
  • سرگیجه دوران بارداری نشانه...
  • بابا آب داد
  • روحیه بزرگ
  • مواظب پهن شدن وضعیت سر نوزادان باشید!!
  • نکاتی در مورد دکوراسیون اتاق کودک
  • انسداد مجرای اشکی
  • کتاب عکس
  • 11 ماده غذایی مفید در دوران بارداری
  • سزارین بدون بیهوشی
  • ۱۳۸۸/٩/۱۳
  • عکاسی از کودکان
  • ترس کودکان
  • احترام به حس مالکیت کودک
  • ماساژ کودک
  • 8 توصیه غیردارویی برای کاهش درد ماهانه
  • رشد دوره کودکی
  • سوال‌های کودکان از حوزه ممنوعه
  • فواید زایمان طبیعی
  • قابل توجه مادران باردار!!
  • اگر در خانواده کسی مبتلا به آبله مرغان شده...
  • تاثیر آبله مرغان مادر بر جنین
کلمات کلیدی مطالب
  • تربیت کودک (٢۸)
  • بارداری (٢٤)
  • بیماری (۱٤)
  • دوران شیردهی (٧)
  • عمومی (٥)
  • پیش از بارداری (٤)
  • دوران غذاخوردن کودک (٢)
  • پس از زایمان (٢)
  • چند قلویی (۱)
  • زایمان (۱)
  • تغذیه (۱)
  • اتاق کودک (۱)
  • عکاسی کودک (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • تیر ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • فروردین ۸۸
دوستان من
  • امیرعلی شیطون من
  • عکسهای قشنگ از کوچولوهای ناز
  • وبلاگی با مطالب متنوع
  • آشپزی و ....
  • اس ام اس کاوپ
  • راستگو
  • پرتال پزشکان ایران
  • اخبار حوزه سلامت
  • وبلاگ های پزشکان
کدهای اضافی کاربر



مامانای مهربون بخونند
راههای سرگرم کردن کودکان
نویسنده: - ۱۳۸٩/٤/٢

برای اینکه روزهای بلند تابستان را برای بچه‌ها به روزهای به یاد ماندنی تبدیل کنیم؛ لازم است کمی خلاقیت به خرج دهیم و این زمان را با سرگرمی‌های شاد پر کنیم.


سرگرم شو عزیز!

" مامان، حوصله ‏ام سر رفته! " این، جمله‏ای است که بچه‏ها در روزهای گرم و بلند تابستان بارها و بارها به زبان می‏آورند. واقعیت این است که بچه‏ها تعطیلات تابستانی و ماندن در خانه را دوست دارند اما گاهی وقت‏ها همین در خانه ماندن برای آنها کسل کننده می‌شود.

 

برای اینکه روزهای بلند تابستان را برای بچه‌ها به روزهای به یاد ماندنی تبدیل کنیم؛ لازم است کمی خلاقیت به خرج دهیم و با برنامه‌‌ریزی و انجام کارهای ساده، این زمان را با سرگرمی‌های شاد پر کنیم.
 

نمونه از این فعالیت‏ها را با هم مرور می‏کنیم.

1. از سرگرمی‌های ساده خانگی استفاده کنید. مثلا با همکاری تمام افراد خانواده و مشارکت بچه‌ها آشپزی کنید. کیک و کلوچه، پیتزای سبزیجات یا آش بپزید و همه دور هم نوش‌جان کنید. بهتر است هنگام تهیه غذا و مواد اولیه در آشپزخانه به بچه‌ها سخت‌ نگیرید و تمیز کردن آشپزخانه را بگذارید برای بعد.

2. در خانه کارهای هنری انجام دهید. بچه‌ها دوست دارند کارهای هنری انجام دهند. کاغذ و وسایل نقاشی در اختیار آنها قرار دهید و از‌ آنها بخواهید، داستانی درباره یک روز تابستانی بنویسند و آن را نقاشی کنند. می‌توانید برای جذابیت بیشتر، نقاشی گروهی بکشید و روی یک مقوای بزرگ با کمک هم یک نقاشی بکشید.

3. ساخت کاردستی برای بچه‌ها جذابیت دارد و در کنار آن می‌توانند چیزهای زیادی یاد بگیرند. می‌توانید یک شخصیت پسر یا دختر روی مقوا بکشید و دور آن را با قیچی ببرید. سپس با کاغذهای رنگی لباس، کفش، کلاه آفتاب‌گیر و عینک آفتابی برایش درست کنید و البته راه‌های مراقبت از پوست در برابر آفتاب را هم به فرزندتان بیاموزید.

 

. نمایش عروسکی بازی کنید. شخصیت‌های داستان می‌توانند عروسک‌های فرزندتان یا نقاشی‌هایی که کشیده‌اید و دور آن را بریده‌اید، باشند. اگر نمایش عروسکی را کمی شاد و خنده‌دار اجرا کنید، نکات آموزشی داستان بیشتر در ذهن بچه‌ها می‌ماند.

5. چند کتاب رنگ کردنی برای بچه‌ها بخرید و به آنها هدیه بدهید. شعرهایی که درباره روزهای تابستانی است، بخوانید. آنها را به بچه‌ها هم یاد بدهید تا با شما همراهی کنند.

 

. ساعاتی را هم به ورزش و تحرک اختصاص دهید. مبل‌ها را کنار بکشید و یک آهنگ ورزشی بگذارید. لباس‌ مناسب ورزش بپوشید و با هم کمی نرمش کنید.

7. لباس‌های قشنگ بپوشید و عکس یادگاری بگیرید.

8. بازی‌های سرگرم کننده و دسته جمعی انجام دهید. مثلا همه با هم پازل درست کنید و یا از یکی از بچه‌ها بخواهید درباره یک شی در اتاق بدون اینکه نام آن را ببرد، توضیح بدهد. بعد از بقیه بچه‌ها بخواهید حدس‌های خودشان را در این باره روی کاغذ بنویسند و هر کس درست حدس زد، به او فرصت دهید دفعه بعد او درباره یک شی توضیح بدهد. می‌توانید بیست سوالی بازی کنید و توضیحات را در قالب سوال از هم بپرسید.

9. بچه‌ها را یک جا جمع کنید و برای‌شان قصه بگویید. می‌توانید قصه‌ای جدید یا قصه‌‌های مورد علاقه آنها را تعریف کنید.

10. بازی با سایه‌ها برای بچه‌ها لذت‌بخش است. چراغ‌های اضافه را خاموش کنید و روی دیوار با سایه اشکال مختلف بسازید. از بچه‌ها هم بخواهید در این کار شرکت کنند.

11. می‌توانید چند فیلم کارتونی یا فیلم مناسب سن فرزندتان تهیه کنید و در روزهایی که مجبورید چند ساعت در خانه بمانید، از فرزندتان بخواهید یکی از آنها را انتخاب و تماشا کند.

 

. بچه‌ها را تشویق کنید اتاق‌شان را مرتب کنند. معمولا بچه‌ها علاقه‌ای ندارند که اتاق‌شان را تمیز کنند، اما شما می‌توانید این کار را برای‌شان جذاب کنید. مثلا زمان بگیرید که چه‌قدر طول می‌کشد تا اتاق‌شان را مرتب کنند و بعد اگر اتاق‌شان مرتب شد، برای آنها جایزه‌ای در نظر بگیرید و تشویق‌شان کنید.

13. با کمک بچه‌ها خودتان خمیر بازی درست کنید. می‌توانید یک فنجان آرد، یک سوم فنجان آب و یک دوم فنجان نمک را با هم مخلوط کنید و خوب هم بزنید. در صورت لزوم آب یا آرد به میزان کم اضافه کنید تا غلظت آن طوری شود که به راحتی بتوان با آن اشکال مختلف ساخت و در ضمن به دست نچسبد. با استفاده از این خمیر، بچه‌ها می‌توانند به راحتی بازی کنند و شکل‌های مورد علاقه‌شان را بسازند و بعد از خشک‌ شدن، آنها را رنگ کنند.

14. بچه‌ها نقاشی با انگشت را دوست دارند. می‌توانید خمیرهای رنگی درست کنید تا با آن نقاشی برجسته آماده کنند. برای تهیه این خمیر؛ نصف فنجان نشاسته را در یک فنجان آب سرد حل کنید. بعد سه فنجان آب جوش به آن اضافه کنید و روی حرارت قرار دهید تا دو مرتبه به جوش بیاید. خوب آن را به هم بزنید و وقتی شفاف و کمی غلیظ شد، آن را از روی حرارت بردارید و پودرهای رنگی به آن اضافه کنید. وقتی این خمیر خنک شد، بچه‌ها می‌توانند با آن نقاشی کنند.

 

. چسب، قیچی و روزنامه باطله در اختیار بچه‌ها بگذارید تا با بریدن عکس‌ها و حروف آن، تصاویر و جملات جدید درست کنند. می‌توانید با روزنامه‌های باطله برای بچه‌ها کلاه، قایق یا موشک درست کنید.

16. از بچه‌ها بخواهید تمام عروسک‌های ریز و اسباب‌بازی‌های کوچک خودشان را یک جا جمع کنند و بعد با همه آنها یک شهر کوچک بسازند.

17. چند لیوان آب را کنار هم بچینید. بعد در هر کدام مقدار متفاوتی آب بریزید. حالا اگر با قاشق به هر لیوان ضربه بزنید، صدای خاصی می‌دهد. می‌توانید با هم آهنگ بزنید و شعر بخوانید.

18. آلبوم‌های عکس را بیاورید و با هم عکس‌ها را ببینید و درباره خاطرات آن با هم صحبت کنید.

19. خاطرات قدیم خانوادگی را برای بچه‌ها تعریف کنید و به آنها بگویید وقتی بچه‌ بودید، در تعطیلات تابستانی چه کارهایی انجام می‌دادید و چه‌طور خودتان را سرگرم می‌کردید.

. از بچه‌ها بخواهید یک شغل انتخاب کنند. مثلا پزشک، پرستار، معلم یا آتش‌نشان شوند و شما هم نقش بیمار یا شاگرد آنها را بازی کنید.

21. بچه‌ها بازی با حباب را خیلی دوست دارند. می‌توانید در یک ظرف کوچک کمی آب صابون درست کنید و با یک نی حباب بازی کنید.

22. بدلیجات و لوازمی را که قدیمی شده، جایی نگه‌ دارید و از بچه‌ها بخواهید با ترکیب آنها وسایل تزیینی جدید درست کنند. این کار به خوبی بچه‌ها را سرگرم می‌کند.

23. در این روزها حتی می‌توانید مهارت‌های لازم را به بچه‌ها بیاموزید. کمی خیاطی به آنها یاد بدهید. مثلا به آنها یاد بدهید، اگر دکمه لباس‌شان کنده یا جوراب‌شان پاره می‌شود، چه‌طور آن را بدوزند.

24. می‌توانید شمارش پول را به بچه‌ها یاد بدهید. پول‌های خرد و درشت را شمرده، با هم مقایسه کنید. از آنها بخواهید به یکی از افراد خانواده، دوستان یا معلم‌شان نامه دوستانه بنویسند. به آنها یاد بدهید که چه‌طور یک نامه دوستانه بنویسند. می‌توانید کمی آشپزی به آنها یاد بدهید و یا کلماتی از یک زبان دیگر به آنها بیاموزید.
نظرات ()



انتظارات جنین از مادر باردار
نویسنده: - ۱۳۸٩/۳/٢۸

یک مادر برای اینکه فرزندی سالم به دنیا آورد، در درجه ی اول خودش باید در شرایط روحی و جسمی مناسبی باشد. تعدیل وزن، کاهش استرس، تنظیم رژیم غذایی متعادل و مناسب و ورزش، از مهم ترین نکاتی است که یک خانم قبل از بارداری باید رعایت کند. داشتن پدر و مادری سالم، یکی از بزرگ ترین حقوق کودک است و پدر و مادر باید قبل از تصمیم گیری برای بچه دار شدن، به این فکر باشند.

چند نکته ی غذایی برای داشتن یک بارداری سالم



رژیم غذایی را به وضع بهتری تغییر دهید:

اگر عادت به خوردن غذاهای ناسالم دارید، هر چه زودتر این عادات را ترک کنید. ممکن است خیلی از غذاهای چرب و چاق کننده و ناسالم را دوست داشته باشید، اما این خودخواهی است. اگر بعد از باردار شدن نیز به همان شیوه ی نادرست غذا بخورید، مطمئنا روی سلامتی کودکتان تاثیر بدی خواهد گذاشت.

باید بدانید هر چیزی که می خورید، روی رشد و سلامت جنین تان هم اثر می گذارد و ممکن است، برایش ضرر داشته باشد. همچنان که ساختار بدن جنین در حال شکل گیری است، سلول های مغزی او نیز در حال رشد و تکثیر هستند و استخوان های بدن او نیز در حال ترکیب بندی است. نیاز مادر هم به مواد مغذی، در این شرایط چند برابر می شود. بنابراین قبل از اقدام به باردار شدن، حتما روی رژیم غذایی تان دقت داشته باشید.

مادر باردار باید از مصرف گوشت و ماهی فرآیند شده، دودی و نمک سود شده در تمام دوران بارداری و سه ماه قبل از آن خودداری کند.

چه برای مرد و چه برای زن، غذا و بارداری اهمیت زیادی دارد. برای اینکه شانس باروری افزایش پیدا کند و برای داشتن یک نوزاد سالم، رژیم غذایی نقش بسیار مهمی دارد.

از این رو محققان توصیه می کنند که روزانه چند وعده میوه، سبزی و حبوبات بخورید. غذاهای سرشار از کلسیم مثل ماست و دوغ و پنیر و مخصوصا شیر ضروری است.

ویتامین c ، اسید فولیک، ویتامین e و روی برای شکل گیری اسپرم های سالم بسیار مهم است. دریافت نکردن مواد غذایی کافی می تواند روی زمان قاعدگی شما تاثیر بگذارد. اگر وزنتان زیاد است یا چاق هستید، قبل از تصمیم گیری برای بچه دار شدن، وزنتان را به حد ایده آل برسانید.

از این چند مورد اجتناب کنید:

- اگر عادت به خوردن چیپس، پفک، غذاهای آماده و گوشت های فرآیند شده مثل سوسیس، کالباس، سس و غذاهای چرب و شور دارید، این عادات را کنار بگذارید.

- به هیچ عنوان الکل مصرف نکنید.

- سر خود دارو نخورید و اگر سیگار می کشید، سیگارتان را ترک کنید.

- زیاد قهوه ننوشید. در صورتی که به چای علاقه دارید، سعی کنید چای کم رنگ مصرف کنید. مقدار کم قهوه ممکن است ضرری نداشته باشد، اما مصرف بیش از دو فنجان آن در روز، روی قدرت باروری تاثیر می گذارد.

- اگر چه ماهی همیشه به مادران باردار و زنانی که در دوران باروری هستند توصیه شده است، اما در نظر داشته باشید که نوع خوب و مرغوب آن را انتخاب کنید، چون بعضی از انواع ماهی ها حاوی جیوه ی زیادی است و این می تواند برای جنین خطرناک باشد. جیوه می تواند در بدن تجمع پیدا کند و حتی تا یک سال در بدن بماند. بهتر است، هفته ای دو بار ماهی، آن هم از نوع بی ضرر مثل سالمون و قزل آلا استفاده کنید.

- باید از مصرف گوشت و ماهی فرآیند شده، دودی و نمک سود شده در تمام دوران بارداری و سه ماه قبل از آن خودداری کنید.

نظرات ()



چگونه می توان عشق را به شکل صحیح به کودک آموخت؟
نویسنده: - ۱۳۸٩/۳/٢٧

 

تصویر عشق در قاب کودکی
 
پرورش احساس عشق و محبت در کودکان و هدایت آنها به سوی مبدل شدن به انسانی که نیازهای عاطفی خود و دیگران را به درستی بشناسد، جزو خطیرترین وظایف والدین است. در کانون خانواده است که یک کودک می آموزد چگونه دوست بدارد و اگر این آموزش به شکل صحیح صورت بگیرد، آمار مجرمانی که به علت برخوردار نشدن از محبت در خردسالی، دچار اختلالات حاد روانی شده و دست به جرم و جنایت می زنند، در جوامع کاهش چشمگیری پیدا می کند. بر همین اساس، گفت وگوی مستقیمی با دکتر «هیو کاسفیلد» فوق تخصص روانپزشکی کودک در استرالیا صورت گرفت تا بار دیگر اهمیت آموزش ابراز صحیح احساسات به کودک، به خانواده ها یادآوری شود.

 از دید شما عشق برای یک کودک به چه معناست؟

 در حقیقت معنا، شدت و درصد بلوغ عشق ارتباط مستقیم با سن فرد و جایگاه اجتماعی او دارد. برای یک نوزاد و یک کودک خردسال، عشق به شکل لبخند والدین و ادای واکنش در برابر حرکات و حمایت آنهاست. یک کودک در سنین مدرسه، عشق را به صورت انتخاب یک فرد به عنوان دوست صمیمی و شریک کردن او در علایق خود نشان می دهد. در سنین نوجوانی این احساس با انتخاب یک چهره معروف فرهنگی یا ورزشی به عنوان قهرمان و شبیه سازی حرکات او بروز می یابد. یک جوان عشق را به صورت انتخاب فردی با ویژگی های خاص برای ازدواج و همراهی با وی به عنوان شریک زندگی ابراز می کند و برای یک فرد متأهل که در میانسالی به سر می برد، عشق به معنای تقسیم احساسات، نه تنها با همسر، بلکه با فرزندان و حمایت از آنها و برآورده کردن نیازهای زندگی شان است. به همین خاطر همواره باید در تعریف عشق، سن فرد و نیازهای او را نیز در نظر گرفت.

 حس دوست داشتن و دوست داشته شدن، چگونه از والدین به کودکان منتقل می شود؟
 در جریان یک زندگی خانوادگی، به علت تماس دائم کودک با والدین، وی شروع به شبیه سازی رفتار آنها می کند. اگر وی در خانواده ای قرار داشته باشد که اعضای آن برای یکدیگر احترام قائلند و محبتشان به یکدیگر را به راحتی ابراز می کنند، کودک می آموزد که بدون ترس احساسات خود را به شکل مثبت بروز دهد و آنها را مخفی نکند. اما خانواده های پرتنش که در آنها زوجین نسبت به یکدیگر و احساساتشان بی تفاوت و حتی گاهی خشن برخورد می کنند، کودک نمی تواند درک صحیحی از عشق داشته باشد. وی در چنین خانواده ای می آموزد تا احساسات خود را بیان نکند و در آینده زمانی که وارد اجتماع شد، به دنبال عشق می گردد تا نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن را در این خانواده بزرگتر تجربه کند. اما باید به یاد داشت چنین افرادی اغلب توانایی تشخیص عشق صحیح و سالم را نداشته و درگیر موقعیت های نادرست می شوند.

 چگونه می توان عشق را به شکل صحیح به کودک آموخت؟
 به یقین می توانم بگویم اولین قدم آموزش عشق به کودک، آموزش اعتماد به نفس و احترام به خود است. اگر کودک، خود را به شکل صحیح دوست نداشته باشد و شخصیت وابسته ای نیز کسب کند، هرگز نمی تواند عشق را از سوی دیگران پذیرا باشد و در مقابل آن ابراز کند. والدین باید قادر باشند به کودک خود بیاموزند که هر فرد به عنوان یک انسان شخصیت مستقل و ممتازی دارد و لایق دوست داشته شدن است. دومین قدم آشنا کردن با حقوق فردی و نیازهای شخصی اش است. کودکی که درک درستی از نیازها و حقوق خود ندارد، قادر نیست راه حلی برای برآورده کردن آنها بیابد. پس به اطرافیان وابسته می شود و در آینده نیز نمی تواند بین عشق و وابستگی تفاوتی قائل شود. گام بعدی در آموزش عشق به کودک سیراب کردن نیازهای عاطفی و توجه داشتن به اوست. این قدم اگر درست برداشته شود فردی سالم، عاری از هر گونه کمبود عاطفی از خانه وارد جامعه می شود اما اگر این دوست داشتن و توجه، بیش از حد و به شکل نادرست ابراز شود، فرد مبدل به شخصیتی می شود که از همه انتظار توجه دائمی دارد و براساس آموخته های زمان کودکی، نیازی به ابراز احساسات در خود نمی بیند زیرا والدین این جریان احساسی را برای او روشن نکرده و جایگاه هر شخص در روابط متقابل را به او آموزش نداده اند.

 گام آخر در آموزش عشق به کودک، از نظر شما کدام است؟
 ابراز احساس کودکان را جدی بگیرید. از محبت آنها قدردانی کنید و نشان دهید چقدر از این احساس وی خرسند هستید. کودکی که از سنین خردسالی شاهد بازخورد مثبت عاطفی از سوی اطرافیان خود است، چنین دیدی را نیز در زمان بزرگسالی و بلوغ از یاد نمی برد و قادر خواهد بود تا در اطراف خود عشق سالم را از احساسات نادرست تشخیص دهد. مهمترین اثر تربیت عاطفی کودکان همین است!

 لطفاً درخصوص تأثیر این نوع تربیت فرزند در جامعه نیز توضیح دهید؟
 زمانی که شخص در خانواده خود محبت کردن را به عنوان رکن اساسی رفتار با سایرین آموخت، قطعاً در جامعه در هر موقعیتی که قرار بگیرد، رفتاری غیر از این نیز با اطرافیان خود نخواهد داشت. در نتیجه در محیطی که چنین فردی مشغول فعالیت باشد، تنش، برخوردهای خشن و پایمال کردن حقوق شخصی افراد تا حد زیادی کاهش می یابد. حال تصور کنید ?? درصد افراد اجتماع چنین رویه ای در زندگی خود داشته باشند، آیا جرم و خلاف در چنین اجتماعی می تواند دوام داشته باشد
پس به راحتی می توان نتیجه گرفت آموزش عشق به یک کودک خردسال، به مراتب تأثیری فراتر از محیط کوچک خانواده دارد. اگر به آینده اجتماع خود علاقه مند هستیم، در تربیت فرزندانمان اهمال نورزیم!




سیمرغ

 

 

نظرات ()



چرا کودکان اسباب بازیهای خود را می شکنند
نویسنده: - ۱۳۸٩/۳/٢٢

 

کودکی که اسباب‌بازی ندارد، زندگی ندارد. تأمل و توجه به این نکته، بیان‌گر اهمیت اسباب‌بازی در زندگی و فرآیند رشد و پرورش خلاقیت و استعدادهای کودک می‌باشد

«کودکی که اسباب بازی ندارد، زندگی ندارد.» تأمل و توجه به این نکته، بیان گر اهمیت اسباب بازی در زندگی و فرآیند رشد و پرورش خلاقیت و استعدادهای کودک می باشد. اسباب بازی حتی می تواند رشد عاطفی، اجتماعی و جسمانی کودکان را تسریع بخشد اما بارها مشاهده شده که کودکان به جای بازی با اسباب بازی، به شکستن و خراب کردن آن می پردازند که این عمل می تواند یک مشکل رفتاری و یادگیری برای آنان محسوب شود. در این نوشته به عواملی که موجب پیدایش این معضل در کودکان می شود، اشاره شده، امید که با دقت در آن ها، تا حدی به کاهش این معضل کمک شود:- مهم ترین عامل شکستن اسباب بازی توسط کودکان، «کنجکاوی» آنان می باشد. کودکانی که از هوش طبیعی و بالاتری برخوردارند، به دلیل کنجکاوی، به بررسی چگونگی کار اسباب بازی ها -به خصوص اسباب بازی های صوتی، تصویری و حرکتی- می پردازند و درپی آن، شروع به بازکردن یا شکستن و خراب نمودن آن ها می نمایند.- «پرخاش گری» عامل دیگر تخریب و شکستن اسباب بازی هاست. کودکان پرخاش گر، اسباب بازی های شان را می شکنند تا شاید آرامش به سراغ شان بیاید. این گونه کودکان، مجسمه و عروسک های به شکل انسان و حیوانات را به طور کلی نابود می کنند، هم چنین اسباب بازی های قرمزرنگ را بیش از سایر رنگ ها مورد حمله و صدمه ی خود قرارمی دهند.

- «بیش فعالی» کودکان نیز بهانه ای برای از بین بردن اسباب بازی هاست. این گونه کودکان، از بازی با اسباب بازی ها، زود خسته شده و پس از خستگی، به شکستن آن ها می پردازند زیرا با این کار، احساس لذت بیش تری می کنند.

- عده ای از کودکان به دلیل کمبود محبت و عدم توجه کافی به آنان، شکستن اسباب بازی ها را راهی برای جلب توجه دانسته و از این روش می خواهند خلأ عاطفی خویش را پرنمایند. این گونه کودکان، بیش تر در خانواده های «طلاق» و «بگو و مگو» و «سالار بودن یکی از والدین» و... مشاهده می شوند.

- گاهی یادگیری و تقلید رفتارهای نامناسب والدین و مربیان-به خصوص همسالان- می تواند عامل شکستن اسباب بازی های کودکان باشد. والدین یا آموزگارانی که در جروبحث های خویش به جای دفاع، به شکستن وسایل منزل یا مدرسه می پردازند (مکانیسم دفاعی جابه جایی)، فرزندان و شاگردان شان نیز این عمل را یادگرفته و در بازی خود، اسباب بازی های شان را می شکنند.

- «تبعیض» میان کودکان و دانش آموزان توسط والدین و مربیان موجب می شود کودکان به سراغ اسباب بازی رفته و در این حالت، وسایل بازی شان را نابود می کنند تا از این طریق، تشنگی محبت و خستگی تبعیض را جبران نمایند.

- بی توجهی و سهل انگاری والدین نسبت به نگه داری اسباب بازی ها توسط کودکان، می تواند عامل تقویت و تحریک کودکان به شکستن اسباب بازی ها باشد. آموزش مهارت نگه داریِ وسایل شخصی به کودکان و تذکر به آنان، موجب کاهش این رفتار می شود.

- «ترسناک» بودن برخی اسباب بازی ها نیز می تواند موجب شکستن آن ها توسط کودکان شود.

- برخی اسباب بازی ها از ظرافت خاصی برخوردار بوده و با اندک فشار یا بازی زیادی، خراب می شوند یا می شکنند، بنابراین بهتر است اسباب بازی های ظریف و فانتزی را برای فرزندان سنین پایین انتخاب نکنید.

- چنان چه وسایل بازی با سن کودک مطابقت نداشته باشد، آن را بیهوده فرض کرده و به شکستن آن می پردازد. پس بهتر است در خرید اسباب بازی ها، دو عامل «توانایی» و «علاقه مندی» کودکان درنظر گرفته شود.

- چنان چه یک وسیله ی بازی برای دو یا چند فرزند تهیه شود، چیزی جز جروبحث و درنهایت، شکستن و خراب شدن اسباب بازی، نصیب والدین نمی گردد. شایسته است در حد امکان برای هریک از کودکان، اسباب بازی های جداگانه ای خریداری یا تهیه شود.

منبع : مجله شادکامی و موفقیت - رشید محمدی‌لیتکوهی -کارشناس علوم‌ تربیتی
نظرات ()



10 نکته برای نامگذاری کودکان
نویسنده: - ۱۳۸٩/۳/٢٢

 

10 نکته مفید برای نام گذاری فرزندان
انتخاب اسم برای فرزندتان یکی از هیجان انگیزتین فعالیت ها قبل از تولد نوزاد است. از این گذشته یکی از مهمترین تصمیمات شما هم هست. عوامل زیادی در این تصمیم نقش دارند. در ان مقاله به 10 نکته که می تواند برای انتخاب اسم فرزندتان کمکتان کند اشاره می کنیم.

 

های پرشین دات کام

1)      اسمی که انتخاب می کنید باید یک مفهوم ذهنی مثبت با خود شما داشته باشد. همچنین باید پرمفهوم باشد. اسم اولین تاثیر هر فرد روی مخاطب است. باید به این فکر کنید که فرزندتان این اسم را نه فقط در کودکی و در زمین بازی بلکه در بزرگسالی هم استفاده خواهد کرد.

2)      ریتم و آهنگ اسم کوچک باید با نام خانوادگی بخواند. به طور کلی، تعداد سیلاب های اسم کوچک نباید به اندازه تعداد سیلاب های نام خانوادگی باشد. برای اینکه ببینید اسمی که انتخاب می کنید با نام خانوادگی فرزندتان هم خوانی دارد، نام و نام خانوادگی را چندین بار پشت هم تکرار کنید.

3)      چند حرف اول اسم نباید ناخوشایند باشد.

4)      تلفظ اسم را به دقت چک کنید. اگر از یک تلفظ غیرمعمول استفاده کنید، آنوقت فرزندتان باید تا آخر عمر تلفظ شما را درست کند.

5)      نام یکی از دوستان و افراد خانواده که برایتان قابل احترام است را انتخاب کنید.

6)      برای خلق یک اسم جدید چند اسم را با هم ترکیب کنید. می توانید با کنار هم گذاشتن دو اسم یک اسم جدید خلق کنید.

7)      نام های مستعار یا اسم های خودمانی که با آن اسم ساخته می شود را پیدا کنید. ممکن است دوست داشته باشید اسمی انتخاب کنید که نام های مستعار زیادی از روی آن ساخته شود.  این باعث می شود فرزندتان وقتی بزرگتر شد، کنترل بیشتری روی اسم خود پیدا کند.

8)      اسم را تمرین کنید و ببینید چه حسی به شما می دهد. یکی از دوستان نزدیکتان را بارها به طرق مختلف با این اسم صدا کنید. در آینده مجبور خواهید بود هزاران هزار بار این اسم را به صورت های مختلف صدا کنید، با زمزمه وقتی بچه خواب است یا با فریاد وقتی او را برای شام صدا می کنید.

9)      اسم های دو قسمتی فرصت خوبی برای شماست. می توانید اسم یکی از بزرگان را برای احترام با اسم دلخواه خودتان ترکیب کنید. یا اگر با همسرتان توافق ندارید هر دو اسم مورد علاقه تان را در صورت امکان به هم بچسبانید.

10)   از افزونگی حروف بین اسم ها خودداری کنید. گاهی اوقات وقتی نام کوچک و نام خانوادگی با یک حرف شروع می شوند با هم همخوانی پیدا نمی کنند. یا اگر نام خانوادگی باحرف صدادار تمام می شود، نام کوچک نباید اینطور باشد. همینطور حرف آخر اسم کوچک نباید با حرف اول نام خانوادگی یکسان باشد یا همخوانی نداشته باشد.

منابع زیادی برای انتخاب اسم وجود دارد، هم به صورت کتاب و هم به صورت برنامه های کامپیوتری. می توانید اسم فرزندتان را از اسم افراد معروف انتخاب کنید. قرآن هم منبع خیلی خوبی برای انتخاب اسم است.

نکته آخر: اگر اسمی که انتخاب کرده اید با نکته هایی که در بالا ذکر کردیم تناقض دارد اما به هر حال آن را دوست دارید، هیچ اشکالی ندارد. همان اسم را انتخاب کنید. یادتان باشد مهمترین مسئله این است که خودتان آن اسم را دوست داشته باشید.

منبع : سایت مردمان - mardoman.com
نظرات ()



آیا آب میوه کودک را چاق می کند
نویسنده: - ۱۳۸٩/۳/٢۱

 

آیا آب ‌میوه کودکان را چاق می‌کند؟
یکی از سوالاتی که در مورد تغذیه کودکان مطرح است، مساله آب‌میوه‌هاست. با وجودی که آب‌میوه‌ها منبع غنی از ویتامین‌ها هستند، بعضی والدین نگران آن هستند که آب‌میوه کودکان‌شان را چاق کند....

این والدین نباید خیلی نگران باشند. تحقیقات اخیر ثابت کرده که نوشیدن مقادیر متعادل آب میوه که مواد افزودنی دیگری نداشته باشد، بر وزن کودک تاثیر چندانی ندارد. البته آب میوه هم مانند هر غذا یا نوشیدنی دیگری مقداری کالری دارد و مصرف بیش از حد آن ممکن است وزن را بالا ببرد.

اگر می خواهید برای کودک تان آب میوه انتخاب کنید، از آب میوه های صددرصد طبیعی به جای آب میوه های شیرین شده یا مخلوط آب میوه با نوشیدنی های دیگر استفاده کنید.

حتی اگر آب میوه طبیعی و آب میوه شیرین شده مقدار کالری یکسانی داشته باشند، کودک شما با مصرف آب میوه طبیعی ویتامین ها ومواد مغذی بیشتر و مواد افزودنی کمتری دریافت خواهد کرد.

برای اینکه اطمینان حاصل کنید کودک تان بیش از حد آب میوه مصرف نکرده باشد، این نکته ها را رعایت کنید:• از تولد تا شش ماهگی: به کودک آب میوه ندهید.

• از 6 ماهگی تا 12 ماهگی: تا حداکثر 118 میلی لیتر (حدود نصف لیوان) در روز که باید آن را با فنجان نه با شیشه به او بدهید (برای جلوگیری از پوسیدگی دندان).

• از 1 سالگی تا 6 سالگی:تا حداکثر 177 میلی لیتر (حدود سه چهارم لیوان) در روز.

• از 7 سالگی به بعد:تا حداکثر 355 میلی لیتر (حدود یک لیوان و یک سوم لیوان) در روز.هر 118 میلی لیتر آب میوه طبیعی معادل یک وعده از آن میوه است. البته آب میوه فیبر موجود در میوه را ندارد. گرچه مصرف مقدار منطقی آب میوه در روز برای اغلب کودکان خوب است، به یاد داشته باشید، مصرف میوه کامل گزینه حتی بهتری است.

نظرات ()



راهنمای نگه داری کودکان
نویسنده: - ۱۳۸٩/۳/۱٩

 

baby care

 baby  care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

baby care

نظرات ()



نکاتی در مورد سقط جنین
نویسنده: - ۱۳۸٩/۳/۱٧

 

 

سقط جنین در صورتی باید صورت گیرد که در صورت تایید پزشک سلامت مادر در معرض خطر جدی قرار داشته باشد و یا مشخص گردد کودک بعد از تولد دچار نواقص شدید فیزیکی یا ذهنی خواهد بود. تمام این مراحل باید سیر قانونی و پزشکی خود را طی کند.

همه بحث ها درمورد سقط جنین به شش سوال خلاصه می شود. پنج سوال اول به ماهیت جنین برمی گردد که داخل رحم مادر رشد می کند و آخرین سوال به بحث اخلاقیات در این مسئله می پردازد. این سوالات عبارتند از:

1. آیا این موجود، زنده است؟

2. آیا این موجود یک انسان تلقی می شود؟

3. آیا این موجود یک شخص تلقی می شود؟

4. آیا این موجود از نظر فیزیکی مستقل است؟

5. آیا این موجود دارای حقوق انسانی است؟

6. آیا سقط جنین قتل تلقی می شود؟

اجازه بدهید نگاهی به هر یک از این سوالات بیندازیم. به شما نشان می دهیم که چطور افراد مخالف با سقط جنین از پاسخ هایی کاملاً منطقی برای پشتیبانی از ادعای خود استفاده می کنند اما بعد نشان می دهیم که چطور منازعات آنها از این واقعیت که سقط جنین عملی اخلاقی است حمایت می کند.

1. آیا این موجود، زنده است؟

بله. آن حامیانی که ادعایی غیر از این پاسخ دارند، به ضرر خودشان و هدف مرافعه خودشان قدم برمی دارند. البته که این موجود زنده است. یک مکانیزم بیولوژیکی موادمغذی و اکسیژن را به انرژی تبدیل می کند و باعث می شد که سلولهای آن تکثیر شوند و رشد کنند. این موجود، صد در صد زنده است.

فعالان مخالف سقط جنین گاهی به اشتباه از این واقعیت  برای پشتیبانی از جنبش خود استفاده می کنند. آنها ادعا می کنند که حیات از زمان لقاح آغاز می شود و البته حق با آنهاست. پیدایش یک حیات انسانی زمانی اتفاق می افتد که یک تخم با 23 کروموزوم به یک اسپرم با 23 کروموزوم ملحق می شود و سلولی بارور تشکیل می دهد که زیگوت خوانده می شود که 46 کروموزوم دارد. زیگوت تک سلولی همه DNA های لازم برای رشد یافتن و تبدیل شدن به یک موجود انسانی مستقل و هوشیار را دارد و یک انسان بالقوه است.

اما زنده بودن همه حقوق انسانی را به زیگوت نمی دهد و حق سقط نشدن طی دوره بارداری از آن جمله است.

یک آمیب (ameba) تک سلولی هم موادمغذی و اکسیژن را به انرژی بیولوژیکی تبدیل می کند که باعث تکثیر یافتن و رشد سلولهای آن می شودو همچنین یکسری کامل از DNA های خودش است و همه چیز آن مشابه زیگوت است به استثنای اینکه یک انسان بالقوه نیست، همیشه یک آمیب می ماند و هیچوقت به انسان تبدیل نمی شود. دقیقاً به اندازه زیگوت زنده است اما ما هیچوقت ازحقوق انسانی آن به خاطر همان واقعیت دفاع نمی کنیم. فعالان مخالف سقط جنین هم نمی توانند اینکار را بکنند، به همین خاطر است که لازم است حتماً به بقیه سوالات هم پاسخ بدهیم.

2. آیا این موجود یک انسان تلقی می شود؟

باز هم بله. آنها که با سقط جنین موافق هستند ادعا می کنند که جنین زیگوت (جنین کمتر از هشت هفته) انسان نیست. اما این جنین واقعاً انسان است. DNA آن دقیقاً مثل DNA انسان است و اگر به آن اجازه رشد داده شود، به انسان تبدیل می شود.

باز هم فعالان مخالف سقط جنین گاهی به اشتباه از این واقعیت برای پشتیبانی از نظرات خود استفاده می کنند. آنها می گویند، "میوه درخت بلوط، درخت بلوط در مراحل اولیه آن است به همین ترتیب، یک زیگوت هم یک انسان در مراحل اولیه رشد است". و واقعاً هم حق با آنهاست. اما داشتن یکسری کامل از DNA انسان کلیه حقوق انسانی را به زیگوت نمی دهد—ازجمله حق سقط نشدن طی دوران بارداری.

حرفم را باور ندارید؟ اشکالی ندارد، این را امتحان کنید: دستتان را داخل موهایتان کنید، یک دسته مو در دستتان بگیرید و آن را بکشید. به ریشه موهایتان نگاه کنید. آن بافتی که در انتهای مو می بینید، فلوکول مو است. آن هم یکسری کامل از DNA انسان را در خود دارد و این دقیقاً همان الگوی DNA است که در بقیه سلولهای بدنتان هم یافت می شود اما در واقعیت این خاص بودن DNA نیست که آن را به یک انسان متفاوت تبدیل می کند. دوقلوهای همسان DNA هایی کاملاً مشابه دارند اما هیچوقت نمی گوییم که یکی از دیگری کمتر آدم است و دوقلوها هم دقیقاً یک انسان مشابه نیستند. این شکلبندی DNA نیست که باعث می شود زیگوت یک انسان تلقی شود؛ دلیل آن این است که از DNA انسان در خود دارد. فولکول موی شما دقیقاً همان چیزهایی را دارد که یک زیگوت انسان دارد به جز اینکه کمی بزرگتر است و یک انسان بالقوه نیست. فولکول موی شما هم به همان اندازه زیگوت انسان تلقی می شود اما ما هیچوقت از حقوق انسانی آن دفاع نمی کنیم. فعالان مخالف سقط جنین هم نمی توانند اینکار را بکنند به همین خاطر است که دو سوالی که در زیر می آید در مبحث سقط جنین اهمیت ویژه ای پیدا می کند.

3. آیا این موجود، شخص تلقی می شود؟

خیر. آن فقط یک شخص بالقوه است.

لغت نامه وبسترز شخص را اینطور معنی می کند: "یک فرد یا یک کلیت غیرقابل تقسیم بودن؛ وجودی قابل تشخیص بودن." فعالان مخالف سقط جنین ادعا می کنند که هر زیگوت تازه بارور شده یک شخص است چون DNA آن به طور منحصربه فردی متفاوت با سایرین است. به عبارت دیگر، اگر شما انسان هستید، باید یک شخص هم باشید.

البته قبلاً دیدیم که یک فولکول ساده مو هم به همان اندازه یک زیگوت تک سلولی انسان است و آن DNA خاص تفاوتی ایجاد نمی کند چن دو دوقلوی همسان هم یک شخص نیستند. کاملاً مشخص است که باید اتفاق دیگری بیفتد تا یک انسان را از دیگری متمایز کند. اتفاق دیگری باید بیفتد تا یک بدن DNA دار به یک شخص مجزا تبدیل شود.

اکثر افراد این مسئله را ذاتاً می دانند اما به یک دلیل خاص  قادر به بیان آن نیستند.

مرز تعریف کننده بین چیزیکه انسان است و کسی که یک فرد تلقی می شود، هشیاری است. این خصوصیت خودآگاهی هوشیاری است که باعث می شود ما از دیگران متفاوت و متمایز باشیم. این خودآگاهی، این هوشیاری توام با ادراک و احساس همان چیزی است که ما را از زندگی حیوانی روی کره زمین جدا می کند. ما درمورد خودمان فکر می کنیم. از زبان برای توصیف خودمان استفاده می کنیم. ما از خودمان بعنوان بخشی از یک کلیت بزرگتر آگاهی داریم.

مشکل اینجاست که هوشیاری به طور طبیعی بعد از گذشت چند ماه یا حتی چند سال پس از تولد نوزاد ایجاد می شود. این مسئله معمایی اخلاقی برای حامیان حقوق سقط جنین ایجاد می کند. آنها ذاتاً می دانند که چه چیز یک انسان را به یک فرد یا شخص تبدیل می کند اما همچنین می دانند که چنین فردیت اختصاصی تا بعد از تولد اتفاق نمی افتد. درنتیجه استفاده از فردیت بعنوان بحثی در حقوق سقط جنین به بحث دیگری منتهی می شود که میگوید نباید هیچ اشکالی داشته باشد که یک کودک 3 ماهه را بکشیم چون هنوز به هوشیاری نرسیده است.

فعالات ضد سقط جنین از این مشکل استفاده می کنند تا ادعای خود را ثابت کنند. در یک منازعه یک طرفدار سقط جنین به درستی بیان می کند که تفاوت بین یک جنین و یک انسان کامل این است که جنین یک فرد نیست. فعال مخالف سقط جنین هم به طرز زیرکانه ای پاسخ او را با این پرسش می دهد که چه چیز کسی را به یک فرد تبدیل می کند و طرفدار سقط جنین برای بیان آنچه ذاتاً می داند کلمات را گم می کند. این مسئله را ما می دانیم چون با آن زندگی کردیم. ماما یدانیم که هیچ خاطره ای از خودآگاهی قبل از اولین تولدمان یا حتی دومین آن نداریم. اما خیلی زود هم متوجه می شویم که اگر بگوییم انسان تا چند وقت بعد از تولد به فرد تبدیل نمی شود به مشکل می خوریم. به همین خاطر هیچ نمی گوییم. بعد فعال مخالف سقط جنین از این ناتوانی در توصیف ذات فردیت بعنوان دلیل بر ادعای خود که انسان در همان زمان لقاح یک فرد تلقی می شود، استفاده می کند.

اما آنها اشتباه می کنند. "منطق" آنها کاملاً اشتباه است. چون یک نفر نمی تواند حقیقت را به زبان بیاورد به این معنا نیست که باور او حقیقت نداشته باشد.

و در واقعیت، ترس طرفداران سقط جنین کشف نمی شود. حق با آنهاست و میتوانند بدون تردید آن را بیان کنند. یک انسان تا قبل از هوشیاری به یک فرد تبدیل نمی شود و هوشیاری تا بعد از تولد اتفاق نمی افتد. اما این واقعیت با بحث مخالفین سقط جنین که می گویند اگر اینطور باشد نباید اشکالی داشته باشد که یک بچه سه ماهه را بکشیم چون هنوز به یک شخص تبدیل نشده استف اعتبار خود را از دست نمی دهد.

این وجود هنوز یک شخص بالقوه است  بعد از تولد به یک شخص بالقوه مستقل تبدیل می شود که وجود آن دیگر تهدیدی برای یک وجود دیگر تلقی نمی شود. برای درک بهتر این مسئله باید به سوال بعدی بپردازیم.

4. آیا این موجود از نظر فیزیکی مستقل است؟

خیر. این موجود برای ادامه حیات خود قطعاً به یک انسان دیگر وابسته است. بدون موادمغذی و اکسیژنی که در بدن مادر برای این موجود فراهم می شود، خواهد مرد. در طول دوره بارداری جنین و بدن مادر به طور همزیستی به هم وصل هستند، در یک فضای فیزیکی مشابه هستند و خطرات مشابهی را دارند. هر کاری که مادر می کند روی جنین تاثیر گذار است و وقتی مشکلی برای جنین ایجاد شود، روی مادر نیز تاثیر می گذارد.

فعالات مخالف سقط جنین ادعا می کنند که نمی توان از وابستگی جنین بعنوان مسئله ای در بحث سقط جنین استفاده کرد. آنها می گویند که حتی بعد از تولد هم برای سالیان طولانی، کودک همچنان به مادر، پدر و اطرافیان خود نیازمند است. و از آنجا که هیچکس هم نمیتواند ادعا کند که کشتن یک کودک به خاطر وابستگی آن به دیگران اشکالی ندارد، پس نمی توان گفت که به خاطر وابستگی جنین می توان آن را به قتل رساند.

اما مسئله ای که مخالفان سقط جنین نادیده می گیرند تمایز گذاشتن بین وابستگی فیزیکی و وابستگی اجتماعی است. منظور از وابستگی فیزیکی برآورده کردن نیازهای فیزیکی کودک نیست. آن وابستگی اجتماعی است، آن وابستگی کودک به جامعه—سایر افراد—برای غذا دادن، لباس پوشاندن و دوست داشته شدن است. وابستگی فیزیکی زمان اتفاق می افتد که یک حیات فقط به جسم یک حیات دیگر برای ادامه زندگی وابسته باشد.

وابستگی فیزیکی به خوبی توسط فیلسوف جودیت جارویس تامسون در سال 1971 نشان داده شد. او سناریویی خلق کرد که در آن زنی را می دزدندو زن زمانی به هوش می آید که می بیند با عمل جراحی او را به یک ویولن زن معروف که 9 ماه برای زنده ماندن به بدن او نیاز دارد، وصل کرده اند. پس از آن 9 ماه، ویولن زن خواهد توانست به تنهایی به حیات  خود ادامه دهد اما تا آن زمان به وجود این زن نیاز دارد.

سپس تامسون می پرسد که آیا آن زن از نظر اخلاقی مجبور به وصل ماندن به آن ویولن زن است. کار خیلی خوبی خواهد بود اگر اینکار را بکند چون دنیا را از زیبایی آهنگ هایی که توسط این ویولن زن نواخته می شود بهره مند می کند اما آیا از نظر اخلاقی درست است که به یک موجود دیگر اجازه بدهد از بدن او برای زنده ماندن استفاده کند؟

اینجاست که مخالفان سقط جنین قبول شکست می کنند. آنها ادعا می کنند که مصرف RU-486 برای مادران باردار غیرقانونی است چون باعث می شود موادمغذی از  رحم او بیرون رود و درنتیجه دستگاه حمایتی از جنین گرفته شود و حیات او پایان یادب. درنتیجه ادعاهای مخالفان سقط جنین فقط موید وابستگی فیزیکی مطلق است.

وقتی در نظر بگیریم که این موجود که متصل به بدن زن زندگی می کند نه تنها یک فرد نیست بله فقط یک فرد بالقوه است موضوع عمیق تر هم می شود.

برای پیچیده تر کردن بیشتر آن باید بفهمیم که وابستگی فیزیکی  به معنای تهدید فیزیکی برای جان مادر هم هست. سازمان بهداشت جهانی گزارش می کند که تقریباً 670،000 زن هرساله به خاطر مشکلات ناشی از بارداری جان خود را از دست می دهند (این رقم شامل سقط جنین ها نمی شود). این یعنی 1800 زن در روز. همچنین در مطبوعات کشورهای پیشرفته مثل امریکا یا کانادا می خوانی که یک زن با به دنیا آوردن بچه13 مرتبه بیشتر در معرض مرگ قرار می گیرد تا با سقط کردن جنین.

درنتیجه، بارداری نه تنها چشم انداز داشتن یک فرد بالقوه که ازنظر فیزیکی به بدن یک زن خاص وابسته است می باشد، بلکه به این معناست که زن هم خود را در یک موقعیت تهدید آمیز برای جان خود قرار می دهد.

برخلاف وابستگی اجتماعی که مادر می تواند فرزند خود را برای فرزندخواندگی به کسی دیگر بدهد یا کسی را استخدام کند تا از فرزندش مراقبت کند، رد طول بارداری جنین به طور مطلق از نظر فیزیکی به بدن مادر وابسته است. برخلاف وابستگی اجتماعی که حیات فیزیکی زن با وجود فردی دیگر تهدید نمی شود، در طول بارداری زن خود را در معرض آسیب های فیزیکی قرار می دهد تا آن حیات DNA ای که فقط یک فرد بالقوه است رشد کند.

این ما را به سوال بعدی نزدیک می کند: آیا حقوق یک فرد بالقوه بر حقوق یک مادر برای کنترل بدن خود و محافظت از خود دربرابر خطری که جان او را تهدید می کند، ارجحیت دارد؟

5. آیا این موجود دارای حقوق انسانی است؟

هم بله هم خیر.

یک فرد بالقوه همیشه باید حقوق انسانی کامل داشته باشد مگراینکه وجود آن مزاحم حقوق زندگی، آزادی و خوشبختی یک انسان هوشیار باشد. درنتیجه، یک جنین هیچ حقی قبل از تول ندارد و بعد از تولد از کلیه حقوق انسانی بهره مند می شود.

اگر جنین به دنیا می آید به خاطر این است که مادر از حقوق خود می گذرد تا اجازه بدهد این فرد بالقوه درون او رشد کند. اگر مادر تصمیم بگیرد که از بدن خود دربرابر خطرات بچه دار شدن محافظت کند حق کامل دارد که بارداری را خاتمه دهد.

مخالفان سقط جنین می گویند، "تنها تفاوت بین یک جنین و یک کودک سفر در طول کانال تولد است." این حرف گستاخانه به هیچ وجه این واقعیت را خدشه دار نمی کند که "موقعیت محل" تنها چیزی است که در جهان تفاوت ایجاد می کند.

خیلی ساده است. شما نمی توانید دو وجود با حقوق یکسان داشته باشید که یک بدن را اشغال کنند. یکی از آنها اتوماتیک وار روی دیگری حق وتو پیدا می کند و درنتیجه آنها حقوق یکسان ندارند. درمورد زن باردار، دادن حق زندگی به یک فرد بالقوه در درون رحم، حق مادر برای زندگی، آزادی و خوشبختی را از بین می برد.

از طرف دیگر پس از تولد، فرد بالقوه دیگر بدن مادر را اشغال نمی کند به همین دلیل کلیه حقوق انسانی به او تعلق می گیرد. درنتیجه بااینکه یک بدن انسانی کامل ممکن است هنوز یک فرد نباشد، می تواند پس از تولد از حمایت قانون برای حقوق خود استفاده کند. اما قبل از تولد فقدان فردیت آن و تهدید بودن آن برای زن، سقط جنین را انتخابی کاملاً منطقی و اخلاقی می کند. و این مسئله ما را به پرسش آخر می رساند که دشوارترین نکته ماجراست...

6. آیا سقط جنین قتل تلقی می شود؟

خیر، به هیچ عنوان.

اگر آن موجود یک فرد مستقل نباشد، سقط جنین قتل تلقی نمی شود. یکی ممکن است بگوید که پس اشکالی ندارد که زندگی هر بچه ای را تا قبل ازاینکه به هوشیاری برسد بگیریم اما ما نمی دانیم که چه مدت پس از تولد کودک به فردیت و هوشیاری دست پیدا می کند پس کاملاً منطقی است که از استقلال آنها بعنوان یک مرزی استفاده کنیم که کلیه حقوق انسانی را به آنها می دهد.

استفاده از استقلال مشکل نوزادان پیشرس را هم حل می کند. بااینکه یک نوزاد پیشرس هنوز یک فرد بالقوه است اما باتوجه به استقلال او از مادرش کلیه حقوق یک انسان هوشیار را به او می دهیم. این باعث می شود دیگر لازم نباشد یک تاریخ معین تعیین کنیم که چه زمان نوزاد به هوشیاری می رسد و فردیت پیدا می کند. برخی فرهنگ های قدیمی این زمان را دو سال یا حتی بیشتر می دانند. فرهنگ مذهبی مدرن آن را در زمان لقاح می دانند که کاملاً اشتباه است چون همانطور که مشاهده کردید ثابت کردیم که یک یک جنین به همان اندازه یک فولکول مو انسان است.

اما این باعث نمی شود که مذاهب سرزنش های خود را به زنانی که تصمیم می گیرند بدن خود را کنترل کنند معطوف نکند. این کاملاً طعنه آمیز است که انسانهایی که ادعا می کنند نمایانگر خدای مهربان هستند از اثبات ادعای اشتباه خود واهمه دارند.

وقتی  در نظر بگیریم که اکثر خانم های که سقط جنین داشته اند دشوارترین تصمیم زندگی خود را گرفته اند همه چیز بدتر هم می شود. هیچکس فکر نمی کند که سقط جنین کار خیلی خوبی است. هیچکس به خاطر اینکه حق دارد بچه خود را سقط کند باردار نمی شود. چون بااینکه قتل محسوب نمی شود اما یک دختر یا پسر بالقوه را از فرد می گیرد. پس نیازی نیست که به خانم ها بگویید که مرتکب قتل شده اند.

چون اینطور نیست. برعکس سقط جنین درصورتی که سلامت مادر را بطور جدی بخطر بیندازد و یا مشخص گردد جنین پس از تولد دچار نقص فیزیکی یا ذهنی خواهد بود، انتخابی کاملاً اخلاقی برای هر زنی است  که می خواهد کنترل بدن خود را در دست داشته باشد.

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »